تبليغاتX
پور پدر
روزگار با نمکی شده

دیگ، در خودش رو با حیای گربه طاق میزنه

توی این معامله باز به گربه یه تیکه گوشت می رسه در عوض حیایی که نداره!

به دیگ اما چی میرسه ؟ نمیدونم

یعنی در واقع حیای نداشته گربه به چه درد دیگ میخوره ؟ اینو نمی فهمم

دیگی که توش حیای نداشته گربه بجوشه، کسی رو سیر نمیکنه...

یعنی دیگه کسی به دیگ کاری داره؟

تو این معامله دلم به حال دیگ می سوزه...

 

 

+ نوشته شده توسط پور پدر در سیزدهم تیر 1388 و ساعت 0 |
اگر فیل**تر شدن وبلاگ هفت ساله دوستی خوب که هیچ گاه و هیچ وقت هیچ مطلبی که حتی بویی از سیاست بدهد، در آن نبوده، درد نیست ( که هست!) پس چیست؟


جز نشانه ای برای همه....؟

+ نوشته شده توسط پور پدر در دهم تیر 1388 و ساعت 0 |
برای خشکاندن یک درخت

لازم نیست آب را از آن دریغ کنی

به علف هرز در پای ریشه هایش نیازی نیست

تنها زیر سایه اش بایست

و در گوش برگهایش زمزمه کن:

" چه سایه به درد نخوری"

 

+ نوشته شده توسط پور پدر در نهم تیر 1388 و ساعت 0 |
این روز ها بی اختیار یاد اون روز ها ام...

----

اون روزا ما دلی داشتیم

واسه بردن جونی داشتیم

واسه بودن کسی بودیم، کاری داشتیم

پاییز و بهاری داشتیم

تو سر ا ما سری داشتیم...*

---

این احوال من ه این روزا :

چی میشد باز دلی داشتم

واسه بردن جونی داشتم

واسه بودن کسی بودم...

---

*- خب اگه نمیدونی مال کیه که فرض کن مال من ه!!

 

+ نوشته شده توسط پور پدر در هفتم تیر 1388 و ساعت 0 |
سلام دوست نامردم!

هر سال دم کنکور که میشه یاد تو میوفتم!

دوران راهنمایی دوست های خوبی بودیم شما بچه زرنگتر از ما

دوران دبیرستان جدا شدیم.. شما زرنگتر از ما...

سال سوم و چهارم دبیرستان دیگه کمتر خبری بود ازت

درست شب کنکور زنگ زدی و سوالی رو پرسیدی که جوابش رو بلد نبودم!

نمیدونم عمدی این کار رو کردی یا سهوا

میدونستی من اون سال کلا روحیه ام چه جوری بود ... بنابراین رقیب تو نمی شدم که بخواهی روحیه ام رو خراب کنی

خلاصه هر کاری کردی روحیه من رو مضاعف گند کردی

البته گذشته ها گذشته ولی .....

 

+ نوشته شده توسط پور پدر در چهارم تیر 1388 و ساعت 0 |
لحظه عذاب آوری است

تجربه بهترین لذت ها در عمیق ترین خواب ها

و دیدن به عمیق ترین خواب ها رفتن دیگری در اوج هوشیاری...

+ نوشته شده توسط پور پدر در یکم تیر 1388 و ساعت 0 |
بی رنگ نباش...


آدم بی رنگ مثل یه سطل آب ه

دو قطره از هر رنگی که بریزی توش میشه همون رنگی


بی رنگ نباش...

+ نوشته شده توسط پور پدر در سی ام خرداد 1388 و ساعت 0 |
از آنجا که موج دپ همه و از جمله بنده را فرا گرفته و نیز این موج دپ حوصله ما را سر برده است، برای تنوع بر آن شدیم که انواع حالاتی که برای همراه متعالی پیش می آید را لیست کنیم!

تا حدود ساعت ۱-۲ اوضاع کمی تا قسمتی عادی است ( هر چه باشد اس ام اس را که بیشترین حال را به قبض مویابل این جناب می دهد تعطیل می باشد!)

و اما حالات مختلف بعد از ساعت ۲

- حالت اول حالتی است که شما به صفحه موبایل خود نگاه می کنید و فکر می کنید که اوضاع عادی است اما زهی خیال باطل!! زهی تصور محال!!! هر بنی بشری بخواهد موبایل شما را بگیرد با مغز به دیوار اصابت خواهد نمود! شما هم تا وقتی سعی کنید که شماره بگیرید و وسط شماره گرفتن تلفن شما می گوید چه کشکی؟ ( یعنی ییهو بی خیال شماره گرفتن می شود ) نمی فهمید که اوضاع عادی نیست!

- حالت دوم شما می فهمید که اوضاع عادی نیست اما نمیفهمید چه خبر است! در این حالت موبایل شما پیغام میدهد No Access To Network به همین سادگی و به همین خوشمزگی انگار که یک جایی در وسط کویر لوت قرار دارید!

- حالت سوم از همه جالب تر است ! اصلا موبایل شما هیچ چیزی نمی نویسد ! فقط کار نمی کند همین! ( آقای صاحب موبایل با این پیغام سعی دارد به شما بغهماند که هر جوری دوست داری حساب کن! آنتن مانتن خبری نیست !)

- بعد یک حالت دیگری هم هست که باز ظاهرا اوضاع عادی است ولی شروع به شماره گرفتن که میکنید پیغام می آید که :"Not Available" همین! ( این حالت احتمالا ناز شصت نشان دادنی از سوی اقای صاحب موبایل است که یعنی ببین چه جوری ... تو موبایلت!)

 

همین!

 

 

+ نوشته شده توسط پور پدر در بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 0 |
فکر نکنین مردم!


فقط حسش نیست...

+ نوشته شده توسط پور پدر در بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 0 |
پست پایین مال وقتیه که شرایط عادلانه باشه! اون چیزی که من دیدم تو این چند روز دیگه حداقل چیزی که ازش مطمئنم این که تفاوت آرای احمدی نژاد و موسوی نباید این قدر زیاد باشه وقتی هم این رو میگذارم کنار فیلتر شدن سایت های طرفدار موسوی، یورش افراد مردک بی همه چیز مرتضوی به ستاد میرحسین تو قیطریه، مسدود شدن اس ام اس ، تهدید 110 و چیز های دیگه نتایج خیلی بدی میگیرم.... کلا از مملکت نا امید شدم ... ما رو بگو تا دیشب چه دل خوشی داشتیم! فکر میکردم ملت تو سرنوشت خودش تاثیر داره نمیدونستم بعضی ها فکر میکنن حرف ملت، حرف قسمت مهمی از ملت..... هیچی!
+ نوشته شده توسط پور پدر در بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 0 |